انتشار به مناسبت ایام سالگرد اسارت؛
جمعه, ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۰۹:۴۳
نوید شاهد - آزاده سرفراز «حسین صمدی» از فعالیت های سیاسی اش در دانشگاه تربیت معلم تهران روایت می کند و از اوضاع نابسامان اختلاف طبقاتی و عدم توجه خاندان پهلوی به قشر ضعیف جامعه می گوید. او در دو نوبت (۱۱ فروردین ۱۳۵۲و ۲۲ مرداد ۱۳۵۲) به اسارت کمیته مشترک ضد خرابکاری شاهنشاهی در آمده است.

تبعیض های دوران پهلوی انگیزه مبارزات سیاسی شد

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، حسین صمدی در سال ۱۳۳۰ خورشیدی در مشهد متولد شد. پس از پایان دوران متوسطه و گرفتن دیپلم، تحصیلات خود را در رشته ریاضی دانشگاه تربیت معلم تهران ادامه داد. با شرکت در جلسات دانشجویی و دیدار از زاغه نشین‌های حاشیه شهر و مشاهده زندگی طبقات فرودست جامعه، فعالیت سیاسی خود را بر ضد رژیم پهلوی آغاز کرد. او همواره در کنفرانس‌های دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد و سخنرانی‌های مسجد الجواد شرکت می‌کرد و کتاب‌های تفسیر قرآن با دانشجویان مطالعه می‌نمود. او در طول دوران مبارزه، دوبار دستگیر شد. نخستین بار مدت کوتاهی بازداشت بود؛ اما چند ماه بعد دوباره دستگیر شد و نزدیک ۸ ماه در بازداشت به سر برد. صمدی درباره بازداشت‌های خود می‌گوید:

«اولین دفعه که دستگیر شدم، قسمت شوش به پایین، در حلبی آباد بودم. نیرو‌های امنیتی مرا گرفتند. بعد از ۲-۳ ماه آزاد کردند. آن‌ها از دانشکده مرا شناسایی کرده بودند، مجدداً در مرداد همان سال، دوستانم را گرفته بودند، مرا [هم]از خانه بردند.»

صمدی پس از بازداشت به کمیته مشترک ضد خرابکاری انتقال یافت و در آنجا مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت. او درباره روز‌هایی که در سلول‌های کمیته زندانی بود می‌گوید:

«زمانی که در زندان بودم، با مرحوم آیت‌الله ربانی هم سلول بودم. با آقای جهانگیر افکاری که در باکو بودند، ایشان نویسنده بود و من با ایشان هم سلول بودم و روز‌های خوب زندگی من بود.»

او درباره بازجویی‌های خود در کمیته چنین می‌گوید:

«دفعه اول بازجویم کمالی بود که پس از پیروزی انقلاب، اعدام شد. یک شکنجه‌گر دیگر، حسینی بود که مرا به تخت می‌بست و با کابل می‌زد. دفعه دوم سربازجو تهرانی بود که اعدام شد. بعد رسولی بود. باتوم‌هایی داشتند که به جا‌های حساس می‌زدند. هوشنگ هم بازجویم بود.»

حسین صمدی بعد از سپری کردن ۸ ماه حبس در کمیته، سر انجام در فروردین ماه ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد. او فعالیت هایش را تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی مسئولیت جهاد سازندگی سبزوار را عهده‌دار شد و فعالیت‌های بسیاری برای راهسازی و ساخت مدرسه و حمام، در روستا‌های محروم انجام داد. او هم چنین در ستاد پشتیبانی جنگ در جهاد سازندگی نیز فعالیت می‌کرد. تحصیلاتش را تا کارشناسی رشته ریاضیات ادامه داد و در سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده