نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
«درعا» خاطرات زندگی شهید مدافع حرم «حسن غفاری»
پس از پایان تحصیلات، وارد دانشکده علوم انسانی امام علی(ع) شد. در دوره دانشجویی به دو تا از خواسته های خودش رسید. خیلی علاقه داشت، خادم حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) شود. همیشه می گفت:بابام عمری خادم بوده؛ من هم باید راهش رو ادامه بدم. حسین و داوود هم خادم حرم بودند. هر دو هفته یک بار شبهای جمعه می رفتند. حسن هم مثل بقیه اعضای خانواده خادم افتخاری حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) شد. در همان سال، وارد سپاه هم شد. این دو تا کار را عاشقانه دوست داشت...
اجرای بیش از ۶۰ ویژه برنامه به مناسبت هفته دفاع مقدس در شهرستان ری
جلسه هماهنگی گرامیداشت هفته دفاع مقدس شهرستان با حضور فرماندار شهرستان ری، معاون سیاسی و انتظامی فرماندار، رئیس بنیاد شهید و امور ایثار گران شهرستان و جمعی از مسئولین در محل فرمانداری ویژه شهرستان ری برگزار شد.
آرشیو

مناجات شهیدانه...

خداوندا ترا شکر و سپاس می گوئیم که به ما لطف کردی و اینچنین رهبری بیدار و آگاه دور اندیش عطا کردی که ما را راهنما به سوی تو از منجلاب فساد گناه گردید . خداوندا از تو عاجزانه می خواهم که به حق مقربین درگاهت از گناهانم درگذری و به من توفیق رزم و جهاد در راه خودت را عطا بفرمایی و توفیق شهادت در راهت را نصیبم گردانی . آمین
راهم راه «حسین» است

راهم راه «حسین» است

برادرم اگر خبر شهادت تنها برادرت را شنیدی صبور باش جامه نو بپوش دوستانم را جمع کن و بین آنها شیرینی تقسیم و به آنها بگو تنها برادرم داماد شده .برادرم من این راه را آگاهانه انتخاب کرده ام و در انتخاب آن اجباری نبوده است . من راه حسینیان را انتخاب کرده ام از برای مکتبم و ملتم و مملکتم. امیدوارم برادر خوبی برایت بوده باشم . برای همه شما طلب صبر و استقامت از پروردگار خواهانم.
بهترین توشه از منظر شهید «علیرضا صالحی» چیست؟

بهترین توشه از منظر شهید «علیرضا صالحی» چیست؟

خدایا من جز گناه توشه ای ندارم و بهترین توشه که مرا درمقابل تو و اهل بیت عصمت و طهارت سرافراز میکند تقوا است. خدایا من با عشق به اهل بیت مخصوصا سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) توانستم عاشق تو شوم وبا عنایت و الطاف و رحمت بزرگواری تو است که عشق و علاقه از دنیا بریدم وبه آخرت علاقمند شدم. خدایا آتش وگرمای خمپاره وگلوله ها را مانند جرعه ای گوارا به جان می خرم وبرآن افتخار می کنم چون شهادت در راه تو می باشد.

سلام به ارباش کرد و شهادتین را خواند

در عملیات کربلای پنج، در بحبوحه عملیات، من زودتر از جعفر برای آوردن مهمات به عقبه تیپ رفته بودم. نزدیک ظهر جعفر هم آمد. هنوز تعداد زیادی از سنگر دور نشده بود که صدای خمپاره شنیده شد و چند نفری که در سنگر بودیم، دویدیم بیرون دیدم ترکش خمپاره سر جعفر را برده بود و جعفر غرق در خون بود. آمدیم بالای سرش چشمش نیمه باز بود. در حال گفتن شهادتین بود. و در آخر هم سلامی به اربابش ابی عبدالله داد و جان به جان آفرین تسلیم شد.
اسناد فرهنگی/ سرودهای شهید «احمد آقامحمدی»

اسناد فرهنگی/ سرودهای شهید «احمد آقامحمدی»

به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو *** بپای گل منشین آنقدر که خار شوی*** از دیده برفت و خود ز دل نیز رود *** از دل برود هر آنچه از دیده برفت*** نامه سهل است نوشتن به تو لیکن ترسم *** که تو آن نامه نخوانی که در آن نام من است...
پیروزی قطعی با ماست

پیروزی قطعی با ماست

برادر جان به طور واضح بگویم که مرگ و زندگی در میان است. اگر سعادت شهادت را داشتیم باز پیروزیم و اگر این سعادت را نداشتیم باز پیروزیم زیرا که حقیم و حق همیشه پیروزی است. اصلاً ناراحت نباشید. به امید پیروزی و دیدار با شما. دعا شما پشت سر ما.

روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

پسرم نوزده سالش بود که به جبهه رفت ایشان بعد از تمام کردن دوره ی راهنمایی بعد از ورود به دوره ی دبیرستان از طریق بسیج دولت آباد اعزام شدند البته با رضایت خانواده بسیار پسر دلسوز و مهربان بودند . در ابتدا که اعزام شده بودند به جبهه فکه رفتند در لشگر قدر بعد از چهار یا پنج ماه به یک مرخصی آمدند شب ها در یک گوشه اتاق به عبادت مشغول می شدند و بسیار گریه می کردند و همیشه به من می گفتند : مادر تو نمی خواهی یک شهید داشته باشی .
نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

شهید احمد آقا محمدی در دوم تیر سال 1340 در روستای خنجین همدان در یک خانواده کشاورز و متدین بدنیا آمد آنها پنج خواهر و دو برادر بودند . احمد کودک سه ساله ای بود که پدرش بدرود حیات گفت و مادرش به تنهایی سرپرستی آنها را بعهده گرفت .
نگاهی کوتاه به زندگی نوجوان شهید «جعفر ذاکری»

نگاهی کوتاه به زندگی نوجوان شهید «جعفر ذاکری»

شهید پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی ، به همراه خانواده به حسن آباد نقل مکان نمودند. او ضمن ادامه درس خواندن در حسن آباد با شروع انقلاب اسلامی فعالیت خود را از همان کودکی آغاز نمودند. با تشکیل بسیج ، به عضویت این نهاد در آمد و یکی از اعضای فعال پایگاه شهید کرمانی محسوب میشد بعد از مدتی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.