روایت حماسه تپه مجاهد در «کمین آخر»
کمین آخر داستان ایستادگی 24 ساعته گروهی اندک از رزمندگان به فرماندهی شهید مهدی فریدی که به همراه عده ای از همرزمانش در تپه مجاهد در جبهه غرب به شهادت رسیدند و از زبان مهدی روحانی دوست صمیمی شهید فریدی به صورت اول شخص روایت می شود.

داستان از زمان پیشروی دشمن به سمت قصر شیرین و ایستادگی شهید فریدی و روحانی و نیروهای اندکشان با حداقل مهمات شروع می شود و با شهادت مهدی فریدی و آمدن نیروهای کمکی به پایان می رسد.

حجم کم و نثر روان کتاب از ویژگی های خوب اثر است که مخاطب بی حوصله و گریزان از مطالعه را خسته نمی کند. نویسنده به خوبی توانسته طوری جزئیات واقعه 24 ساعته درگیری عراقی ها با رزمندگان را به تصویر بکشد که خواننده خود را در دل ماجرا تصور می کند و از طرفی ذکر این همه جرئیات خسته کننده نیست.

قاسم وردیانی نویسنده آثاری چون متخصص، گندم زار و به مرگ می خندد در مقدمه آخرین اثرش کمین آخر می نویسد: آن چه در این کتاب خواهد آمد، روایت حماسه بزرگی است که در جاده قصرشیرین- سر پل ذهاب و بعد از عملیات بازی دراز به وقوع پیوسته. این کتاب روایت چند مرد تنهاست که در شرایطی وحشتناک تا آخرین نفس جنگیدند، سینه را در مقابل گلولههای دشمن و تن را در برابر تانکها سپر کردند تا سر پل ذهاب را از خطر سقوط حتمی نجات دهند.

با اینکه مطمئن بودم شهید شده و جوابم را نخواهد داد، اما نمی دانم چرا بی اختیار صدایش کردم. نزدیکتر رفتم. دست زدم به صورتش. سرد سرد بود. یک دفعه تمام خاطراتی را که در ذهن داشتیم، در ذهنم زنده شد. لبهایم را روی صورت سرد رنگ پریده اش گذاشتم. بوسیدمش. سرمای عجیبی توی تنم پیچید. احساس خیلی بدی داشتم. هیچ کاری از دستم بر نمی آمد. فریدی رفته بود و من با تعدای کمی از بچه ها باید جلوی دشمن را می گرفتیم. زمان داشت از دست می رفت....
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده